الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
136
تفسير تطبيقى (فارسى)
اكنون اين پرسش مطرح مىشود عقل به اين معنا كه مورد انكار اهل سنت ( اشاعره ) ولى مورد قبول شيعه ( و معتزله ) است تا چه مقدار در ديدگاههاى تفسيرى فريقين تأثير خواهد داشت . پاسخ به اين پرسش در گرو شناخت دامنه اين بحث مىباشد . هر چند اين بحث درباره حسن و قبح ذاتى افعال ( حسن و قبح عقلى ) است كه ريشه آن در مباحث جبر و اختيار قرار داشت و خود به خود بحث « عدل » را به ميان آورد ( زيرا تنها در صورت اختيار است كه تكليف و پاداش و كيفر عادلانه مفهوم و معنى پيدا مىكند اگر انسان آزادى و اختيار نداشته باشد و در مقابل اراده الهى و يا عوامل طبيعى دست بسته و مجبور باشد ديگر تكليف و پاداش و كيفر ، مفهوم خود را از دست مىدهد ) ولى دامنه آن به مباحث « توحيد » نيز كشيده شد ، كه در آن اين پرسش مطرح است : آيا افعال الهى نيز مانند افعال انسانها معلّل به اغراض است ؟ آيا كارهاى خدا نيز مانند كارهاى انسان « چرا » و « براى » و انتخاب اصلح و ارجح دارد ؟ يا اينها همه از مختصات انسان است و تعميم اينها در مورد ذات بارى نوعى « تشبيه » يعنى قياس گرفتن خالق به مخلوق است و با توحيد ذاتى و غناى ذاتى و منزه بودن ذات حق از اينكه مانند داشته باشد و يا معلول علتى باشد منافى است ؟ اين نوع مباحث كلامى در تفسير آياتى متعدد از جمله آياتى كه به حكيم بودن خداوند تصريح مىكند و آياتى كه درباره توحيد صفاتى و توحيد افعالى است و نيز آياتى كه درباره جبر و اختيار است ، تأثيرى بسزا دارد . « 1 » شيعه چون حجّيّت عقل به معناى مذكور را در تفسير آيات نفى نمىكند در اين مباحث ديدگاه خاصى در تفسير آيات دارد . به قول شهيد مطهرى كه مىنويسد : در مكتب شيعه اصالت عدل و حرمت عقل و شخصيت آزاد و مختار انسان و نظام حكيمانه جهان اثبات شد بدون آنكه خدشهاى بر توحيد ذاتى يا افعالى وارد شود
--> ( 1 ) . ر . ك : البيان ، ص 88 ؛ الميزان ، ج 1 ، ص 93 - 96 « بحث الجبر و التفويض » و نيز بحث روايى در اين زمينه كه مىنويسد : استفاضت الروايات عن ائمه اهل البيت عليهم السّلام أنّهم قالوا : « لا جبر و لا تفويض بل أمر بين أمرين » همان ، ص 97 - 105 .